عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

174

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

بنزديك او آوردندى از اسيران . بفرمودى تا اندر آتش انداختندى . و حسن بن سهل اميرى يمن [ 1 ] مر معتصم برادر مأمون را داد ، و حرير [ 2 ] العقيلى [ 3 ] با او حرب كرد ، و اندران هزيمت به راه يمن بمرد . و چون مأمون را دل از شغل بو سرايا فارغ شد ، حسن بن سهل ، اميرى شام به هرثمه بن اعين [ 4 ] داد ، و هرثمه نپذيرفت و خواست كه بنزديك مأمون شود ، و حسن او را دستورى نداد ، و هرثمه بى دستورى او ، از كوفه به همدان [ 5 ] شد ، و از آنجا سوى خراسان شد و گفت : سخن خويش پيش امير المؤمنين بگويم ، و هر چند حسن بن سهل پيش او فرستاد ، هرثمه اجابت نكرد و باز نگشت . پس حسن برادر خويش فضل را ( نوشت كه اگر هرثمه پيش مأمون آيد ) او را بر ما متغير خواهد گردانيد [ 6 ] و چون فضل آن نامه بخواند ، اندر ايستاد ، و پيش مأمون مساوى [ 7 ] هرثمه هميگفت ، بى فرمانى او شرح همى داد ، تا مأمون نامه نوشت به هرثمه كه : بازگرد ! هرثمه باز نگشت و فرمان نكرد ، و فضل همى تحريض كرد . . . . . [ 8 ]

--> [ ( 1 - ) ] هر دو : امريمن بدون نقاط ؟ [ ( 2 - ) ] هر دو : حرير ؟ [ ( 3 - ) ] هر دو : بدون نقاط . [ ( 4 - ) ] هر دو : براعين ؟ [ ( 5 - ) ] در اصل نقاط ندارد ، در ( ن ) آن را بيرون شد ؟ خوانده‌اند . ب : همبران شد . [ ( 6 - ) ] هر دو : فضل و او را بر ما متغير . . . ن : برادر خويش فضل را بر او متغير گردانيد . و آشكار است كه در اصل سقطى وارد شده ، و من براى تكميل جمله كلماتى را بين قوسين افزودم . [ ( 7 - ) ] مساوى مقابل محاسن است بمعنى بديها . [ ( 8 - ) ] در هر دو نسخه آخر شرح حال مأمون مقطوع است و كاتب آن را ننوشته است . چون وقايع نهضت خرميان به عصر المعتصم ربط دارد ، بنابر ان عنوان المعتصم باللّه در سطر بعد نوشته شد كه در اصل نيست .